تبليغاتX
وبلاگ نماز (بچه های دبیرستان امام جواد)
طلاق منفورترین حلال

بدون تردید در هیچ آیینی به اندازه اسلام بر ا ستحکام نظام خانواده تاکید و پافشاری نشده است. اسلام برای لحظه لحظه زندگی زناشویی دستور العمل‏هایی ارائه نموده است تا با عمل کردن به آن‏ها خطرات و تهدیدها بر طرف شود.

محبوبترین بناها در اسلام پیمان مقدس ازدواج است و منفورترین چیز نزد پروردگار، خانه‏ای است که با طلاق و جدایی از هم فرو پاشد.

رسول اکرم‏صلی الله علیه وآله فرمود: «ما بنی فی الاسلام بناء احب الی الله عزوجل واعز من التزویج (1) ; در اسلام بنایی ساخته نشد که نزد خدای عزوجل محبوبتر و ارجمندتر از ازدواج باشد.»

و نیز آن حضرت فرمود: «ما من شی‏ء ابغض الی الله عزوجل من بیت‏یخرب فی الاسلام بالفرقة (2) ; هیچ چیز نزد خدای عزوجل مبغوض‏تر از خانه‏ای که در اسلام با جدایی ویران شود نیست.»

پس از ازدواج و شروع زندگی، ممکن است عواملی بوجود آید و این بنای محبوب پروردگار را به منفورترین امور تبدیل کند. شناخت این عوامل و جلوگیری از به وجود آمدن آن‏ها می‏تواند نوید بخش خانواده‏ای سالم و ارزشمند باشد. در اینجا تنها به برخی از این عوامل به صورت گذرا اشاره می‏شود.



ادامه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 22:10  توسط محسن محمودی  | 

آنگونه كه از تصاوير به دست آمده از ميدان مغناطيسي زمين پيداست، به طور شگفت انگيزي اگر انسان در هر نقطه از زمين رو به قبله بايستد، ميدان مغناطيسي بدنش بر ميدان مغناطيسي زمين منطبق مي گردد و در مدتي كه در نماز است ميدان بدنش منظم مي شود. يكي از نكات بسيار جالبي

اين بود  كه در بدن تمام افراد مؤنث ماهي يكبار تغيير ولتاژ شديد ايجاد مي شود و ميدان بدن به منظمترين حالت خود مي رسد و به همين دليل است كه زنان نيازي ندارند در اين مدت نماز بخوانند.
اخيرا هم كشف شده است كه علت اينكه قلب زنان منظم تر و قويتر از مردان ميزند و دليل آن همين تغيير ولتاژ هست.

نماز و بارهاي الكتريكي:
همانطور كه قبلا اشاره شد بارهاي زائدي كه در اثر تحريكات الكتريكي اعصاب به وجود مي آيند هم شبيه ميدان بدن و هم بر امواج مغزي اثر سو دارند. و اين اثرات در نواحي كه اعصاب در آن تحرك بيشتري دارند، خطرات جديتري ايجاد مي كنند و بايد هرچه سريعتر از آن نواحي دور شوند. به طرز حيرت آوري مي بينيم كه اين نواحي دقيقا نواحي هستند كه در وضو شسته مي شوند و بنابر تحقيقات صورت گرفته، بهترين راه دفع اين بارهاي زائد استفاده از يک ماده رساناست كه سريعترين و ارزانترين و بي ضررترين ماده براي اين كار آب است و جالب اينجاست كه آب هرچه خالص تر باشد سريعتر بارهاي ساكن را از بدن ما به اطراف گسيل مي دهد و هيچ مايعي مثل آب خالصي كه در وضو به انسان سفارش شده اين اثر را ندارد.

نماز و امواج مغزي:
با دفع بارهاي زائد بدن در وضو امواج مغزي در ايده الترين حالت قرار مي گيرند. علاوه بر آن حالت تمركزي كه در هنگام نماز در انسان به وجود مي آيد، تشعشع امواج آلفا را به اندازه قابل توجهي بالا مي برد و توانايي مغز را در توليد اين امواج بالا مي برد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 20:0  توسط علی فائزی  | 
میان اندیشه اهریمن در دین زرتشت و آیین مزدایی، و اندیشه شیطان از نظر

اسلام تفاوت بسیاری وجود دارد...

 

به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 19:54  توسط علی فائزی  | 
در قرآن كريم براى شيطان كه همان ابليس است اوصافى ذكر شده كه به

خوبى اين موجود وسوسه گر و مكار را معرفى مى كند .

 

برای دانستن مشخصات شیطان در قرآن به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 19:45  توسط علی فائزی  | 
طبق نظری که یکی از دوستان داده بودند در رابط با فرقه مهدویت از سایت آینده روشن مطلبی رو گذاشتم در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:7  توسط محسن محمودی  | 
واقعا خنده داره...واقعا خنده داره، ساعتها میشینیم یک رمان عشقی میخونیم در حالیکه آخرش میدونم مثلا آخرش ژولی به پولی میرسه اما وقت نماز که میشه انگار با خدا دعوا داریم 4 رکعت نماز رو یه سوت میخونیم!

واقعا خنده داره، برق خونمون اگه قطع بشه زمین و زمان رو فحش میدیم اما اگر ارتبامون با خدا قطع بشه حتی خبر دار هم نمیشیم!!

واقعا خنده داره، یه رئیس پاسگاه هم که میبینیم دو متر جلوش کخ و راست میشیم که مثله یه روزی پارتیمون بشه اما روزی یکبار هم حتی حال سلام کردن به خدا رو هم نداریم چه برسه به اینکه به راهش بریم تا پارتیمون بشه!!

واقعا خنده داره، یک ساعت عبادت به درگاه خدا دیرو طاقت فرسا میگذره ولی 90 دقیقه بازی تیم فوتبال مثل باد میگذره!!

واقعا خنده داره، 100هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی با همون مقدار پول به خرید میریم کم به چشم میاد!!

واقعا خنده داره، یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!!

واقعا خنده داره، وقتی میخوایم عبادت کنیم هرچی فکر میکنیم چیزی به فکرمون نمیرسه تا بگیم اما وقتی میخوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!!

واقعا خنده داره، وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافه کشیده میشه لذت میبریم و از هیجان تو پوست خودمون نمیگنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش میشه شکایت میکنیم و آزده خاطر میشیم!

واقعا خنده داره، خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن 100صفحه از پرفروشترین رمانها آسون!

واقعا خنده داره، سعی میکنیم ردیف جلوی صندلیهای یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین صفهای نماز جماعت تمایل داریم!!

واقعا خنده داره، برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمرمون پیدا نمیکنیم. اما  بقیه برنامه ها رو سعی میکنیم تو آخرین لحظه ها هم که شده انجام بدیم!!

واقعا خنده داره،شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور میکنیم اما سخنان خداوند در قرآن رو به سختی باور میکنیم و قبول داریم و دائما براش اشکال تراشی میکنیم!!

واقعا خنده داره،همه مردم میخوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!!

واقعا خنده داره اگه برای چت با کسی قرار بذاریم سر موقع میریم که بهمون نگن بدقول! ولی وقتی اذان میگن یادمون میره با خدا قرار داریم و حتی برامون مهم نیست که خدا بهمون بگه بدقول

خنده داره...خنده دار!! اینطور نیست؟! دارید می خندید؟!

 

اگه خنده داره دیگه ای در نظرته بگو؟

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 21:59  توسط محسن محمودی  | 

شخصى یهودی به حضور امام على (ع ) آمد و پرسید:

«عددى را به دست من بده كه قابل قسمت بر 1،2،3،4،5،6،7،8،9باشد بى آنكه باقى بیاورد.»

امام على (ع ) بى درنگ به او فرمود:

«اضرب ایّام اسبوعك فى ایّام سنتك »

(روزهاى هفته را بر روزهاى یكسال خودت ضرب كن كه حاصل ضرب آن، قابل قسمت بر همه اعداد مذكور (بدون باقیمانده) خواهد بود.)

سؤال كننده هفت را در 360 ضرب كرد حاصل ضرب آن 2520 شد، این عدد را بر 2،3،4،5،6،7،8،9، 1تقسیم كرد، دید بر همه این اعداد قابل قسمت است بدون آنكه باقى بیاورد.

توضیح بیشتر:

شاید این سوال برای شما هم مطرح شود که یک سال مگر 360روز است؟

باید گفت چنان که تاریخ روایت می کند منجمان در آن روزگار بر این باور بودند که هر ماه مشتمل بر 30 روزاست بنابر این ایام سال نزد ایشان360روز بوده است که سپس 5روز بدان می افزودند؛ از طرفی سائل فردی یهودی است و یهودیان نیز معتقد به سال شمسی بوده اند. و این از بصیرت و هوشمندی بالای حضرت حکایت دارد که به فرد یهودی می فرماید روزهای هفته ات را بر روزهای سال خویش( و نه سال قمری اهل حجاز و عربستان) ضرب کن.

منابع

بحار الانوار، مجلسی، محمد باقر، باب 93، حدیث 72.

ینابیع المودة، ج1.

مستدرک سفینة البحار، الشیخ علی النمازی الشاهرودی، ج9، ص114.

موسوعة الامام علی (ع) فی الکتاب و السنة و التاریخ، محمد الری شهری، ج10.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 21:58  توسط محسن محمودی  | 
در زمانى كه على بن موسى الرضا علیه السلام از طرف مامون به خراسان احضار شده و اجبارا با شرایط خاصى ولایت عهد ماءمون را پذیرفته بود، (زیدالنار) برادر امام نیز در......


ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 21:58  توسط محسن محمودی  | 
یک پزشک مصری موفق شد با الهام از آیات سوره یوسف (ع) داروی درمان آب مروارید را بسازد.

به گزارش ایکنا به نقل از روزنامه «یمن‌تایمز»، این دارو که «داروی قرآن» نام دارد، توسط دکتر عبدالباسط محمد و با استفاده از ترکیبات موجود در عرق بدن انسان ساخته شده است.

دکتر عبدالباسط محمد درباره نحوه الهام از آیات قرآن بری ساخت این دارو می‌گوید: یک روز صبح در حال خواندن سوره یوسف(ع) بودم که آیات 84 تا 93 این سوره نظر مرا جلب کرد.
بینایی حضرت یعقوب (ع) بازمی‌گردد.

او می‌افزاید: من با خود فکر کردم که چه چیز در پیراهن یوسف (ع) می‌توانست اثر شفابخش بر چشمان یعقوب(ع) گذارد و سرانجام به این نتیجه رسیدم که چیزی جز عرق بدن یوسف (ع) نمی‌تواند عامل بینایی چشمان پدر باشد. با مطالعه بر روی ترکیبات عرق انسان و آزمایش آن بر روی خرگوش‌ها به نتایج مثبتی دست یافتم. پس از آزمایش داروی خود بر روی 250 بیمار مبتلا به آب مروارید و احراز 99 درصدی اثربخشی این دارو، برایم مسجل شد که این معجزه‌ی از سوی قرآن بود.
یادآوری می‌شود، قرار است یک شرکت داروسازی سوئیسی «داروی قرآن» را که بدون عوارض جانبی است و 99 درصد موثر بوده و به تایید موسسات تحقیقاتی اروپا و آمریکا رسیده است، به تولید انبوه برساند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 21:57  توسط محسن محمودی  | 
درمان تب : ‹‹ و الیل اذایغشی و النهار اذا تجلّی ... ›› اگر سوره ‹‹ لیل ›› را بنویسد و بشوید و کسی که دایم تب دارد از آب آن بنو شد تب او از بین خواهد رفت . ( خواص الایات ، ص 155 ) .

 درمان سر درد :امام صادق ( ع) فرمود : کسی که قطسه می زند و بعد از آن ‹‹ فاتحه ›› سوره حمد را بخواند و بعد از آن بر کف دست خود فوت کند و بعد بر سر و صورت خود بمالد از درد سد و چشم واز آمدن خون از بینی در امان خواهد بود . ( خواص الایات ص 6 ) .

درمان درد شکم : امام صادق (ع) فرمود : اگر کسی سوره ی ‹‹ تکاثر›› را برای خر سندی و از بین بردن دردهای شکم ده بار بخواند مقصوداوحاصل می شود و در د شکم او شفا پیدا خواهد کرد . ( خواص الایات ، ص 162 ).

درمان دردقلب : با آنه ی 72 سوره بقره : و اذا قتلتم نفساً فادّ ارءتم  فیها و الله مخرج ما کنتم تکتمون و بیاد آورید هنگامی را که قردی را به قتل رساندید پس در باره ی قاتل او به نزاع پرداختید و خداوند آنچه را مخفی می داشتید آشکار می سازد . پیامبر گرامی اسلام ( ص) فرمود وقتی که قلب تو درد می گیرد این آیه کریمه را تلاوت کن که شفا پیدا خواهد کرد .درمان غفلت : امام رضا ( ع) فرمودند : هر کس روز جععه بعد از تماز صبح هفتاد مرتبه بگوید ‹‹ یا فتاح›› و دست بر سینه خود فرود آورد زنگ غفلت از دل او برود و به هر کس روی بیاورد کارش پیش می رود (خواص الایات . ص 61 ).

درمان عذاب و فشار قبر : امام رضا ( ع) فرمود هر کس هر روز جمعه اسم اعظم ‹‹ الباری ›› را یکصد بار بگوید خداوندمتعال او را در قبر تنها نگذارد و از برای ا و مومنی و همه ی فرستد ( خواص الایات ص   50).

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 21:56  توسط محسن محمودی  | 
ناپلئون  درسفری که به مصر داشت به کتابخانه ای رفت  و . مترجم قرآن را باز کرد و این آیه آمد: ان هذا القرآن یهدى للتى هى اءقوم و یبشر المؤ منین ( سوره اسراء آیه 9) براستى که دین قرآن هدایت مى کند بآنچه درست و محکمتر است و بر مؤ منان بشارت مى دهد وقتى مترجم این آیه را خواند و ترجمه کرد؛ از کتابخانه بیرون آمد و شب را تا صبح بفکر این آیه بود. صبح باز به کتابخانه آمد و مترجم آیاتى دیگر از قرآن را برایش ترجمه کرد.روز سوم هم مترجم از قرآن براى او خواند و ترجمه کرد ناپلئون در مورد  قرآن سئوال نمود. گفتند : مسلمانان معتقدند که خداوند قرآن را بر پیامبر آخرالزمان محمد( صلى الله علیه و آله وسلم) نازل کرده است و تا قیامت کتاب هدایت آنان است .ناپلئون گفت : آنچه من از این کتاب استفاده کردم اینطور احساس نمودم که 1) اگر مسلمین از دستورات جامع این کتاب استفاده کنند روى ذلت نخواهند دید. 2) تا زمانیکه قرآن بین آنها حکومت کند، مسلمانان تسلیم ما  نخواهند شد؛ مگر ما بین آنها و قرآن جدائى بیفکنیم

منبع: رهنماى سعادت جلد 2ص  478 - هماى سعادت ص 96 به نقل از کتاب یکصدموضوع پانصدداستان ، سید علی اکبر صداقت)

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 21:56  توسط محسن محمودی  | 

چند چیز موجب وسعت رزق است

 

1 خوش خلقی

2 خوش رفتاری با همسایه 

3 احسان كردن به والدین

4 صله ارحام

5 صدقه دادن

6 خوبی نیت

7 شستن دست پیش از غذا

8  گرامی داشت ناتوانها

9 میانه  روی در اقتصاد

10 خود داری از شهوت

11 در ستكاری و امانت

12  گرفتن ناخن و كوتاه كردن مو در روز جمعه

13  انگشتر عقیق  ، انگشتر یاقوت  انگشتر فیروزه در دست كردن

14 استغفار كردن

15  دعا كردن برای مومنین

16 خواندن آیت الكرسی

17  خواندن سوره واقعه هر شب

18 خواندن زیارت عاشورا

19  خواندن نماز شب

20توكل بر خدا  

 

 

چند چیز موجب فقر می شود

 

1 بی اعتنایی به نماز

2  عاق والدین شدن

3 دروغ گفتن و لعن كردن فرزندان

4 طعام خوردن در حال جنب

5 ناشسته گذاشتن ظروف در منزل

6 جارو كردن خانه در شب

7 اظهار فقر كردن در حالی كه فقیر نیست

8  بر طرف نكردن تار عنكبوت

9  خوابیدن میان نماز مغرب و عشا

10 دشنام دادن

11احتكار طعام

 12 خیانت كردن به مسلمان 

13 غنا

 

 

(نقل از كتاب گنجهای معنوی )

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 21:55  توسط محسن محمودی  | 
سلام این یه تحقیق در رابط با قرآن ( ترجمه متون ) رفتم کلی گشتم هرچی آنگاه بود پیدا کردم اگر شما هم باز آنگاه سراغ دارید نظر بدید



آنگاه که تنها شدی در جست وجوی یک تکیه گاه مطمئن هستی.بر من توکل نما.

                                                                                                 نمل/۷۹

انگاه که نومیدی بر جانت پنجه افکنده ورها نمیشوی .به من امیدوار باش.

                                                                                                  زمر/۵۳

انگاه که سرمست زندگی دمیا ومغرور به ان شدی.به یاد قیامت باش.

                                                                                                 فاطر/۵

انگاه که در پی تعالی  وکمال هستی نیتت را پاک والهی کن.

                                                                                                فاطر/۲۹

انگاه  که دوست داری کسی همواره بیادت باشدبه یاد من باش که همواره بیاد تو هستم.

                                                                                                بقره ۱۵۲

انگاه دوست داری بامن همسخن شوی نماز را بیاد من بخوان.

                                                                                                 طه/۱۴

انگاه که روحت تشنه ی نیایش و راز ونیاز است اهسته مرا بخوان.

                                                                                              اعراف/۵۵

انگاه که لغزشها روحت راازرده ساخت.در توبه به رویت باز است.

                                                                                            قصص/۶۷

انگاه که می خواهی خوش بختی را گرم در اغوش بکشی تسلیم درگاه من باش.

                                                                                               زمر/۵۴

انگاه که می خواهی ثروتمندترین وتوانگرترین باشی.مالت رادر راه من صرف کن

تا ان را زیاد کنم.                                                                             تغابن/۱۷

انگاه که روحت در حسرت یک سنگ صبور در تب وتاب است به هنگام صبح وشام

خدا را تسبیح گوی.                                                                 ال عمران/۴۱

انگاه که غرور در بند بند وجودت ریشه دوانید.سجده کن وتقرب بجوی.

                                                                                            علق/۱۹

انگاه که در ورطه ی غفلت و بی خبری از یاد خداغرق درنعمت شدی به هوش باش

که در عرصه ی ازمون الهی بسر میبری.                                       جن/۱۷

انگاه که خواهانی لحظه به لحظه نعمت بر تو افزون گردد نعمات الهی را شاکر باش.

                                                                                           ابراهیم/۷

انگاه که در تنگنای معاش زندگی روزنه امید نداری ببخش وانفاق کن و وسعت روزی

از من بخواه. 
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 21:54  توسط محسن محمودی  | 
جوانی مریض شد نمیدونستند مرضش چیه؟؟ یكی گفت میمیره

یكی گفت زنده میمونه

یكی گفت سرطانه!

و همه چشم این بنده خدا را  هی باز می كردند و نگاه می كردند

یه پیری امد و چشم مریض را باز كرد و یه نگاه كرد وگفت این جوون مریضیش چیه و چه كنند

بهش گفتند بابا ما 1000 بار نگاه كردیم چشمش را چیزی متوجه نشدیم شما چطور متوجه شدی؟؟

پیر مرده گفت درسته جفتمون  یه نگاه كردیم ولی اون نگاه من یه عمر تجربه پشتش هست و با نگاه شما  خیلی فرق می كنه

از آیه الله العظمی بهجت (دام ظله) پرسیدند: آقا چه كنیم پول؛ زن خوب؛دنیا ؛ عقبی؛رضایت امام زمان؛كرامات داشتن چه كنیم

حضرت آقا یه نگاه كردند و یه كلمه فرمودند

({من یتق الله}.......و فرستادن صلوات)

خب این آیه را من هزار بار دیدم و صلوات هم میدونم چه آثار عجیبی داره !!!

ولی این دو كلمه  آیه الله العظمی بهجت (حفظه الله) چه فرقی داشت با علم من؟؟؟

پشت این كلام حضرت آقا اینهمه تجهد و تجربه و یقین و علم و تجربه  خوابیده!!!

و لذا غنیمت بگیرید این تكه كلامهای بزرگان را

حالا  میلاد پدر بزرگوار امام زمان(روحی له الفداست) با 14 صلوات هدیه به  قلب امام زمان كن و از اقا بخواه یه نگاه فقط یه نگاه كنه و قسم بده اقا را به جان ابوی بزرگوارش كه امشب یه نگاه كنه. ( راستی عیدتون مبارک باشه!)

تو كه یك گوشه چسمت غم عالم ببرد

حیف باشد كه تو باشی و مرا غم ببرد
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 21:51  توسط محسن محمودی  | 

آیه (سوره معارج آیه 4):

تَعْرُجُ الْمَلَئكةُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ فى یَوْمٍ كانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْف سنَةٍ

ترجمه:
فرشتگان و روح (فرشته مخصوص ) به سوى او عروج مى كنند در آن روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است

ظاهراً چیز خاصی ندارد! به جز یکم نسبیت!
گفته شده وقتی فرشته های حرکت میکنند برای آنها یک روز زمان میبرد ولی برای انسانها پنجاه هزار سال طول میکشد!
یعنی قرآن 1400 سال پیش با یک پیامبر که از نظز آکادمیکی بیسواد بوده، گفته زمان نسبی است و بستگی به دید طرف دارد، فرشته یک روز احساس میکند و انسان پنجاه هزار سال!
واقعاً همچین جمله ای در نگاه علم گذشته قابل درک نبود و یک ماورا طبیعه در نظر گرفته میشد.

حالا ببینیم میتوان از 50000 چیزی به دست آورد؟

طبق نظریه نسبیت وقتی چیزی سرعت بگیرد زمان برای او به نسبت ما کند احساس میشود و در دید ما خیلی طول میکشد....
زمان برای فرشته های در حال حرکت یک روز است و برای ما 50000 سال، خوب نظرتون چیه که برعکس عمل کنیم و سرعت یک فرشته قرآن را در حرکت به دست آوریم؟

همه میدانیم که فرمول اصلی انبساط زمان بر حسب سرعت این است:


که با یک این ور و آن ور کردن سرعت بر اساس انبساط میشود:


سال های قمری حدود 345 روز دارند یعنی میزان اختلاف زمان ما با یک فرشته در حال حرکت 50000*345 است.
پس جایگزین میکنیم:


یعنی یک مقدار ناچیز کمتر از سرعت نور که آنهم به قول یکی از سایتها حتماً به دلیل آن است که فرشته یک وجودی دارد و جرمش صفر نیست!

البته تصادفها تمام نشده و یک شانس دیگر هم وجود دارد .... طبق قرآن، آفریدگان عاقل سه دسته اند: انسان که از خاک است و جن که از آتش است و فرشته که از نور است!
که به نظرم میتواند یک توجیح علمی (و غیر ماورائی) برای این سرعت بالا باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 21:48  توسط محسن محمودی  | 
اگه سئوال شرعی داشتید و خواستید با پیام کوتاه بپرسید:
به این شماره پیام کوتاه بزنید و سئوال شرعیتون را بپرسید جواب را دریافت خواهی کرد

30008541- دفتر حضرت آیه الله العظمی مکارم شیرازی

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 1:17  توسط محسن محمودی  | 

مولوی میگه:روزی شیطان معویه را برای نماز صبح بیدار کرد و معاویه وقتی بیدار شد دید و شیطان را شناخت و ازش پرسید برای چه مرا نماز صبح بیدار می کنی؟؟

شیطان گفت در جواب بیا مثل دوتا رفیق با هم رک باشیم

ببین تو از همین الان تا قیامت هیچ نمازت قبول نیست

ولی از این ترسیدم که اگر من بیدارت نکنم و وقتی بیدار شوی که نماز صبحت قضاء شده یک وقتی از ته  دلت اهی بکشی و خداوند همان اه تو را از درد از دست دادن نماز صبح قبول کند و تو را از نماز گزاران بنویسد و قبول کند و همان دو رکعت زحماتم را هیچ کند و همین یه اه خراب کند و
 لذا بیدار شو نماز صبحه
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 1:16  توسط محسن محمودی  | 
نجم  الدین کبری گفت:فقر بر سه گونه است:
1- نیاز به خدا بی دیگری
2- نیاز به خدا بادیگری
3- نیاز به دیگری بی خدا
رسول خدا درباره حدیث اول فرمود
1- فقر مایه مباهات من است(الفقر فخری)
2-ددرباره دومی فرمود:نزدیک است که فقر  به کفر انچامد(کاد الفقر ان یکون کافرا)
3-در باره سومی پیامبر فرمودند:فقر مایه روسیاهی دنیا و اخرت است(الفقر سواد الدارین)
منبع:کشکول شیخ بهایی صفحه

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 1:16  توسط محسن محمودی  | 
مرحوم مجلسی روایت کرده است که ولید بن عبدالملک به صالح بن عبدالله، حاکم مدینه، نوشت که؛ حسن بن الحسن علیه السلام (حسن مثنی) را - که در زندان است - به مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله ببر و پانصد تازیانه بر او بزن. صالح، حسن را به مسجد آورد. مردم نیز جمع شدند، صالح به منبر رفت و نامه ولید را برای آنها خواند، هنوز مشغول خواندن نامه بود که امام زین العابدین علیه‌السلام وارد مسجد شد، مردم برای او راه باز کردند، حضرت به نزد حسن مثنی رفت و به او فرمود: پسرعمو! خدا را با دعای کرب (1) بخوان تا گشایشی برایت پیش آورد، عرض کرد: آن دعا کدام است؟ حضرت دعا را به او یاد داد و بیرون رفت.

حسن شروع کرد به خواندن دعا و چند مرتبه آن را خواند، صالح که از خواندن نامه فراغت یافت و از منبر پایین آمد گفت: من این مرد را بی‌گناه می‌بینم، زدن تازیانه را به تاخیر اندازید تا درباره او از امیرالمومنین، ولید،!! کسب تکلیف کنم، سپس نامه‌ای به خلیفه نوشت، ولید در پاسخ این نامه دستور آزادی حسن مثنی را صادر کرد.(2)

اِذا قَلَّ الدُّعاءُ نَزَلَ البَلاءُ .(3)

آنگاه که دعا (در بین مردم) کاهش یابد بلا نازل می‌شود.

حضرت محمد صلی الله علیه و آله
پی‌نوشت‌ها:1- مجلسی (ره) متن دعای کرب را در این حدیث نیاورده و تنها به آن اشاره کرده است.

2- بحارالانوار، ج 46، ص 114.

3- مستدرک الوسائل، ج 1، ص 36.

منبع:جلوه‌های تقوا، ج 3، محمدحسن حائری یزدی
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/01ساعت 9:18  توسط مهدی  |  آر
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 1:15  توسط محسن محمودی  | 
بودجه سایت های اینترنتی ضد اسلامی یک میلیارد دلار است. یک تحقیق انجام شده از سوی دانشگاه الازهر نشان می دهد بیش از ده هزار سایت اینترنتی سرگرم فعالیت تخریبی علیه دین مبین اسلام و مسلمانان هستند.

بودجه سایت های اینترنتی ضد اسلامی یک میلیارد دلار است. یک تحقیق انجام شده از سوی دانشگاه الازهر نشان می دهد بیش از ده هزار سایت اینترنتی سرگرم فعالیت تخریبی علیه دین مبین اسلام و مسلمانان هستند.

این بررسی که به وسیله دکتر « سید مرعی» استاد دانشکده تربیت دانشگاه الازهر انجام گردید و در روزنامه روزالیوسف منتشر شده، میزان هزینه اختصاص یافته برای این سایت ها را بالغ بر یک میلیارد دلار در سال ارزیابی کرده است. در این بررسی همچنین خاطرنشان شده است سالانه یک میلیون دلار بودجه به سایت های اینترنتی اسلامی (که تعداد آنها بیش از 200 سایت نیست) اختصاص یافته است. در این بررسی، تاریخچه تاسیس سایت های ضد اسلامی از سال 1980 میلادی مورد کنکاش قرار گرفته و به این نتیجه دست یافته است که برخی از سازمان های صهیونیستی، جزو نخستین نهادهایی بودند که به اهمیت بهره گیری از اینترنت برای بسط و نشر افکار ضد اسلامی شان پی بردند. مطابق آنچه که در این بررسی آمده، رویکرد اصلی برخی از سایت های اینترنتی مزبور، روا داشتن جسارت و اهانت به ساحت پیامبر گرامی اسلام(ص)، خدشه دار ساختن قرآن و اهانت به پیامبر اکرم(ص) بوده و گردانندگان برخی از سایت های دیگر اقدام به نگارش سوره ها و آیاتی شبیه آیات قرآنی می نمایند که آکنده از هرزه درایی و عقده گشایی نسبت به اسلام و مسلمانان است.

در این بررسی همچنین خاطرنشان شده برخی از سایت های اینترنتی، کلمات و عبارات قرآنی مشهور را با خطوط عربی و در شکل خوک، سگ و دیگر حیوانات، در صفحه اصلی خود درج می نمایند. از طرفی برخی از این سایت ها، که در این تحقیق به عنوان « سایت های نژاد پرستانه» توصیف شدند، مدام مسلمانان را به ارتکاب اعمال تروریستی، خونریزی و نژادپرستی متهم می کنند و در این میان، سایت های اینترنتی ضداخلاقی و مستهجن، اقدام به درج آیات قرآنی در حواشی صفحه اصلی خود می نمایند. از طرفی در بعضی از سایت های اینترنتی ویژه مد، کلمات و آیات قرآنی در حواشی لباس های ارائه شده در شوهای معروف لباس، نقش بسته است.

در پایان این تحقیق، بیان شده که این سایت ها، جزو راهکارهای نوآورانه دشمنان اسلام برای ادامه جنگ علیه آن و ارائه تصویری وارونه از دیانت اسلامی در میان غیرمسلمانان محسوب می شود تا امکان دسترسی غیر مسلمانان به معارف اسلامی را به کلی از بین ببرند. « سید مرعی»، محقق و پژوهشگر مصری که این بررسی را انجام داده می گوید: به سبب استفاده بی حد و حصر دشمنان از این راهکار، لزوم بهره گیری از اینترنت برای تبلیغ دیانت اسلامی، ضرورت مضاعفی پیدا کرده است..
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 1:15  توسط محسن محمودی  | 

من يک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هيچ گاه به خاطر دروغ هايم مرا تنبيه نکرد. مي توانست، اما رسوايم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد. هر آن چه گفتم باور کرد و هر بهانه اي آوردم پذيرفت. هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد.

اما من! هرگز حرف خدا را باور نکردم، وعده هايش را شنيدم اما نپذيرفتم. چشم هايم را بستم تا خدا را نبينم و گوش هايم را نيز، تا صداي خدا را نشنوم. من از خدا گريختم بي خبر از آن که خدا با من و در من بود.!!!!

مي خواستم کاخ آرزوهايم را آن طور که دلم مي خواهد بسازم نه آن گونه که خدا مي خواهد. به همين دليل اغلب ساخته هايم ويران شد و زير خروارها آوار بلا و مصيبت ماندم. من زير ويرانه هاي زندگي دست و پا زدم و از همه کس کمک خواستم. اما هيچ کس فريادم را نشنيد و هيچ کس ياريم نکرد. دانستم که نابودي ام حتمي است. با شرمندگي فرياد زدم خدايا اگر مرا نجات دهي، اگر ويرانه هاي زندگي ام را آباد کني با تو پيمان مي بندم هر چه بگويي همان را انجام دهم. خدايا! نجاتم بده که تمام استخوان هايم زير آوار بلا شکست. در آن زمان خدا تنها کسي بود که حرف هايم را باور کرد و مرا پذيرفت. نمي دانم چگونه اما در کمترين مدت خدا نجاتم داد. از زير آوار زندگي بيرون آمدم و دوباره احساس آرامش کردم. گفتم: خداي عزيز بگو چه کنم تا محبت تو را جبران نمايم.

خدا گفت: هيچ، فقط عشقم را بپذير و مرا باور کن و بدان در همه حال در کنار تو هستم.

گفتم: خدايا عشقت را پذيرفتم و از اين لحظه عاشقت هستم. سپس بي آنکه نظر خدا را بپرسم به ساختن کاخ رويايي زندگي ام ادامه دادم. اوايل کار هر آنچه را لازم داشتم از خدا درخواست مي کردم و خدا فوري برايم مهيا مي کرد. از درون خوشحال نبودم. نمي شد هم عاشق خدا شوم و هم به او بي توجه باشم. از طرفي نمي خواستم در ساختن کاخ آرزوهاي زندگي ام از خدا نظر بخواهم زيرا سليقه خدا را نمي پسنديدم. با خود گفتم اگر من پشت به خدا کار کنم و از او چيزي در خواست نکنم بالاخره او هم مرا ترک مي کند و من از زحمت عشق و عاشقي به خدا راحت مي شوم. پشتم را به خدا کردم و به کارم ادامه دادم تا اين که وجودش را کاملاً فراموش کردم. در حين کار اگر چيزي لازم داشتم از رهگذراني که از کنارم رد مي شدند درخواست کمک مي کردم. عده اي که خدا را مي ديدند با تعجب به من و به خدا که پشت سرم آماده کمک ايستاده بود نگاه مي کردند و سري به نشانه تاسف تکان داده و مي گذشتند. اما عده اي ديگر که جز سنگهاي طلايي قصرم چيزي نمي ديدند به کمکم آمدند تا آنها نيز بهره اي ببرند.. در پايان کار همان ها که به کمکم آمده بودند از پشت خنجري زهرآلود بر قلب زندگي ام فرو کردند. همه اندوخته هايم را يک شبه به غارت بردند و من ناتوان و زخمي بر زمين افتادم و فرار آنها را تماشا کردم. آنها به سرعت از من گريختند همان طور که من از خدا گريختم.. هر چه فرياد زدم صدايم را نشنيدند همان طور که من صداي خدا را نشنيدم. من که از همه جا نااميد شده بودم باز خدا را صدا زدم. قبل از آنکه بخوانمش کنار من حاضر بود. گفتم: خدايا! ديدي چگونه مرا غارت کردند و گريختند. انتقام مرا از آنها بگير و کمکم کن که برخيزم.

خدا گفت: تو خود آنها را به زندگي ات فرا خواندي. از کساني کمک خواستي که محتاج تر از هر کسي به کمک بودند.

گفتم: مرا ببخش. من تو را فراموش کردم و به غير تو روي آوردم و سزاوار اين تنبيه هستم. اينک با تو پيمان مي بندم که اگر دستم را بگيري و بلندم کني هر چه گويي همان کنم. ديگر تو را فراموش نخواهم کرد. خدا تنها کسي بود که حرف ها و سوگندهايم را باور کرد. نمي دانم چگونه اما متوجه شدم که دوباره مي توانم روي پاي خود بايستم و به زودي خداي مهربان نشانم داد که چگونه آن دشمنان گريخته مرا، تنبيه کرد.

گفتم: خدا جان بگو چگونه محبت تو را جبران کنم.

خدا گفت: هيچ، فقط عشقم را بپذير و مرا باور کن و بدان بي آنکه مرا بخواني هميشه در کنار تو هستم.

گفتم: چرا اصرار داري تو را باور کنم و عشقت را بپذيرم.

خدا گفت: اگر مرا باور کني خودت را باور مي کني و اگر عشقم را بپذيري وجودت آکنده از عشق مي شود. آن وقت به آن لذت عظيمي که در جست و جوي آني مي رسي و ديگر نيازي نيست خود را براي ساختن کاخ رويايي به زحمت بيندازي. چيزي نيست که تو نيازمند آن باشي زيرا تو و من يکي مي شويم. بدان که من عشق مطلق، آرامش مطلق و نور مطلق هستم و از هر چيزي بي نيازم. اگر عشقم را بپذيري مي شوي نور، آرامش و بي نياز از هر چيز.
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 1:14  توسط محسن محمودی  | 

امام باقر(ع) فرمود: خدا بیامرزد بنده ای را که یاد ما را زنده نگه دارد.

شخص شنونده سوال می کند زنده نگه داشتن یاد شما چگونه است؟

فرمود: به ملاقات یکدیگر رفتن(مومنین) و با هم به گفتگو پرداختن در

 نزد آنان که ثابت قدم هستند.

منبع:

مصادقه الاخوان، ص
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 1:13  توسط محسن محمودی  | 

نون و قلم نویس و ما یسترون حسین

طاق فلک علی است و عالم ستون حسین

خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین

هستی تمام ظاهر و مافلبطون حسین

با یک قیامتست هم الغالبون حسین

در این قیام نقطه پرگار زینب است

سردار سر سپرده جولان عشق کیست

تنها امیر فاتح میدان عشق کیست

عشق است حسین و گوش بفرمان عشق کیست

روح دمیده بر تن بی جان عشق کیست

اذن دخول در حرم یار زینب است

ذرات و کائنات همه مرده یا خموش

در احتجاج زنی یک علم به دوش

اتشفشان خداوند در خروش

هو هوی ذوالفقار علی می رسد به گوش

در هیبتی ز حیدر کرار زینبت

پیدا ترین ستاره دیبای خلقت است

زیباترین سروده لبهای خلقت است

زهرا ترین زهره زهرای خلقت است

لیلاترین لیلی لیلای خلقت است

شیوا ترین سوال معمای خلقت است

گنجینه جزیره ی اسرار زینب است

چشم ستاره در بدر جستجوی ماه

بر روی نیزه دیده زینب گرفت راه

مبهوت می نمود به سر نیزه ای نگاه

اتش کشید جمله ز دل تا کشید اه

کی جان پناه زینب و اطفال بی پناه راحت بخواب

چونکه پرستار زینب است

از نای من به ناله چو افتاد نای نی

عالم شنید از پس ان های های نی

تو بر فراز نیزه و من در قفای نی

انقدر سنگ خورده ام از لا به لای نی

تا این که یافتم سرت از رد پا نی

عشق تو هست اتش و نیزار زینب است

خورشید روی قله نی اشکار شد

کوچکترین ستاره سر شیر خوار شد

ناموس حق به ناقه ی عریان سوار شد

هشتاد وچهار خسته به هم هم قطار شد

زیباترین ستاره دنباله دار شد  

در این مسیر نور جلودار زینب است

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 1:12  توسط محسن محمودی  | 

کاش از لطف شبی یاد ز ما می‌کردی

یاد از عاشق افتاده ز پا می‌کردی

کاش بیمار فراقت که ز پا افتاده

با نگاه ملکوتی تو دوا می‌کردی

کاش می‌آمدی با یک نظر ای نخل امید

گره از کار من زار تو وا می‌کردی

کاش یک شب تو برای فرجت مالک من

با دل سوخته خویش دعا می‌کردی

همچو باران به سر شیعه بلا می‌بارد

کاش می‌آمدی و دفع بلا می‌کردی

پرچم ظلم برافراشته شد در همه جا

کاش تو پرچمی از عدل بپا می‌کردی

کاش یک روز رضایی ز وفا

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 1:12  توسط محسن محمودی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 0:58  توسط محسن محمودی  | 

فوايد و آثار نماز

تورات مقدس متن مدوني براي تفيلا (نماز) معرفي نكرده، ليكن هر فردي چه مرد و چه زن يعني همه افراد يهود را موظف به خواندن نماز كرده است. در سفر تثنيه فصل 11 آيه 13 چنين ذكر شده است: «خداوند خداي خود را دوست بداريد و او را با تمامي دل و با تمامي جان خود عبادت كنيد». دانشمندان يهود درباره اين موضوع تفسير كرده ‏اند كه اين كدام پرستش است كه به قلب مربوط مي‏ باشد؟ جواب داده‏ اند كه همان نماز است.

تفيلا وسيله ارتباطي است بين انسان و خدا كه در اين رابطه انسان خود را بي‏نهايت كوچك دانسته در مقابل نيرويي بي‏نهايت بزرگ، به مدح و ستايش مي‏پردازد. در قسمت ديگري از تفيلا انسان خواست‏هاي خود را با خدا مطرح مي‏كند. دعا كردن تكليف كردن بر خدا نيست بلكه برعكس تكليف كردن بر خود ماست يعني مي‏توان اين طور بيان كرد كه انسان هنگام دعا كردن با در نظر گرفتن عنصر مشترك با خدا يعني عنصر اراده و اختيار كه او را از ساير موجودات جدا مي‏كند خواستار آن است كه با داشتن چنين عنصري خود را از مقام بي‏نهايت كوچك به مقامي بي‏نهايت بزرگ برساند و با كسب چنين قدرتي قادر به رفع نيازها و برآورد خواست‏ها باشد. قسمت ديگر تفيلاي ما مربوط به شكرگذاري از خداوند است و اين بزرگترين نشانه آگاهي انسان است و عبارت است از آگاه بودن انسان به ارزش‏هاي خويش و آگاهي او نسبت به همه نعمت‏ها و موهبت‏هايي كه دارد.

Tefilaحخاميم(دانشمندان يهود) شكرگذاري را وظيفه هر انساني در تمام موارد زندگي مي‏دانند. چنان چه وقتي غذايي را مي‏خوريم اين كار را انجام مي‏دهيم و يا در موارد ديگري مانند بوييدن شكوفه‏اي شكر مي‏گوييم كه چنين بصيرتي در حواس و فكر انسان وجود دارد تا پي به چنين مخلوقاتي ببريم. اصولا فلسفه مدح و شكرگزاري انسان را از فلسفه نيهيليزم و پوچي‏گري بيرون آورده و او را متوجه جهان خارج و طبيعت مي‏سازد.

نزديكي انسان به خدا (كه توسط تفيلا انجام مي‏گيرد) نتيجه پيشرفت‏هاي عقلاني و تزكيه نفس خود اوست، كه او را مسئول آن قرار مي‏دهد تا شايستگي خود را نسبت به اين موهبت الهي ثابت نمايد. اگر به انسان اين افتخار داده شده است كه پرتويي از انوار الهي در روح او به امانت گذاشته شود، اين وظيفه نيز برعهده او نهاده شده است كه زندگي خود را به نحوي بگذراند كه مورد تاييد آفريدگار قرار گيرد.

ايمان به عالي‏ترين وجه، هنگام دعا كردن و نماز خواندن جلوه‏گر مي‏شود. زيرا آن كس كه به خدا علاقه و صميمانه ايمان دارد، به حضور پروردگار دعا مي‏كند و حاجات خود را از او مي‏خواهد. دعا كردن و نماز خواندن تنها براي رفع حاجات نيست، دعا و نماز در حقيقت عبارت است از رابطه‏اي صميمانه بين آفريدگار و آفريده، كه انسان به وسيله آن از اعماق قلب با خالق خويش سخن مي‏گويد. از اين رو دعا و نماز هم به درگاه خداوند مقبول و خوش‏آيند است و هم به انسان كمك مي‎كند تا غم از دل بزدايد و بار روح را سبك‏تر سازد حتي گفته شده است: خداوند مشتاق شنيدن دعا و نماز عادلان و نيكوكاران است براي چه دعا و نماز نيكوكاران به پارو (كلمه «عِتِر» به معني پارو مي‏باشد و همان حروف عِِتِر ريشه فعل دعا كردن و نماز خواندن را دارد) تشبيه شده است؟ چون همان‏طور كه پارو محصول را زيرو رو كرده و آن را از جايي به جاي ديگر منتقل مي‏‎سازد، به همان ترتيب دعا و نماز عادلان و نــيكوكاران خـشم و غـضب خـداوند را بـه رحمت مبدل مي‏كند (تلمود: يواموت 64 الف) نماز حقيقي چيزي بيش از حركت و تلفظ لبان است و بايستي از اعماق قلب برخيزد. نماز انسان به حضور خداوند مورد قبول واقع نمي‏شود مگر اين كه وي قلب و جان خود را كف دست بگذارد چنان كه در مراثي ارميا فصل 3 آيه 41 آمده: «قلب خود را همراه با دست‏هايمان به سوي خدايي كه در آسمان‏ها است برافرازيم». يعني آن كه ما نبايد تنها دست‏هايمان را هنگام دعا و نماز به سوي خداوند بلند كنيم بلكه بايد قلب خود را نيز متوجه خالق جهان سازيم.

 

Tefilaكسي كه دعا و نماز مي‏خواند بايد چشمانش را پائين افكنده و قلبش را متوجه بالا سازد و بايد نزد خود چنين مجسم كند كه خداوند مقابل او است چنان كه در كتاب مزامير داود (تهيليم) فصل 16 آيه 8 مي‏فرمايد: «خداوند را هميشه پيش روي خود مي‏دانم». در تلمود؛ براخوت، 28 ب آمده است: «هنگامي كه شما دعا و نماز مي‏خوانيد بدانيد كه در حضور چه كسي ايستاده‏ايد». دانشمندان يهود دعا و نماز را چيزي بزرگ‏تر و والاتر از درخواستي براي رفع احتياجات مادي مي‏دانند. در عين حال كه تقاضاهاي زندگي جسماني را از ياد نبرده‏اند ايشان دعا و نماز را به عنوان واسطه‏اي براي ارتباط با خدا و گسترش پا‏ك‏‎ترين و عالي‏ترين احساسات و انگيزه‏هاي طبيعي به كار مي‏برند. در نظر ايشان، عبادت و خواندن دعا و نماز ورزشي است روحاني براي افزودن قدرت روان، بدين نيت كه روح فرمانده زندگي و ارباب و سرور جسم شود.

«نيچه» مي‏نويسد انسان همچنان كه به آب و اكسيژن نيازمند است به خدا نيز محتاج است. روح نيمش عقل است و نيم ديگرش احساس، ما بايد هم زيبايي دانش را دوست بداريم و زيبايي خدا را.

«الكسيس كارل» مي‏گويد: آثار نيايش و رسم پرستش و دعا كردن در جامعه وقتي رو به ضعف و فراموش شدن مي‏گذارد مقدمات انحطاط و عدم مقاومت ملت و جامعه را فراهم مي‏كند. بنابراين جامعه با از دست دادن عمل پرستش و نيايش مزاج خود را براي رشد ميكرب انحطاط ، متلاشي شدن، تجزيه و ضعف اجتماع آماده مي‏كند او مي‎‏گويد روم باشكوه و متمدن قديم را، دوري مردمش و متروك ماندن سنت ديرين بشري در پرستيدن، رو به ضعف و ذلت برد.

محققين روانشناسي از روي آمارهاي ممالك مختلف به اين نتيجه مسلم رسيده‏اند كه تعداد نسبي انتحار و قتل و طلاق و اعمالي كه در هيجان‏هاي ياس و غضب انجام مي‏شود در اقوام معتقد و مومن خيلي كمتر از محيط‏هاي بي‏ دين و لاقيد است.

لغت نماز و دعا در زبان عبري تفيلا گفته مي‏شود و از ريشه (پيلِل) به معني مجادله گرفته شده است چنان كه در تهيليم (زبور داود) فصل 106 آيه 30 آمده است: «پينحاس (نوه حضرت هارون) ايستاد و داوري نمود نماز و دعا كرد و مرگ و مير قطع گرديد». در تلمود؛ سنهدرين 82 اين جمله را چنين تفسير كرده‏اند: پينحاس مثل اين كه با خدا مجادله كرد و درباره وبائي كه قوم را كشتار مي‏كرد از خداوند توضيح خواست بنابراين هيتْپَلِل يعني تقديم اظهارنامه درباره مطلبي به پيشگاه قاضي عالم در عاليترين دادگاه و در سِفر پيدايش حضرت ابراهيم را مي‏بينيم كه درباره افراد سِدُوم با خداوند به صورت مجادله و مانند يك وكيل مدافع با قاضي كل عالم بحث مي‏كند و نمونه جالب ديگر دعا حضرت موسي است كه مانند وكيل مدافع شجاعي از قوم اسرائيل دفاع مي‏كند و در سفر خروج فصل 32 آيه‏هاي 11 و12 و 13 چنين آمده: «موسي، به درگاه خداوند خداي خود التماس نموده، گفت: خداوندا چرا خشمت بر قومت افروخته شده است اين قومي كه با قدرت عظيم و با نيروي قوي از مصر بيرون آوردي چرا مصريان بگويند از روي سوءنيت آنها را از مصر بيرون آورد تا اين كه آنها را در بيابان بكشد ... .

در طرف مقابل دعاي ساير انبياء به صورت مجادله با خداوند نيست، بلكه درخواست آنها به صورت التماس و تضرع است يعني به درگاه خداوند بخشنده و مهربان روي آورده و طلب رحمت و بخشايش مي‏نمايند. اين نوع نماز را به نام (تفيلت ويدوي) يعني اعتراف و اقرار به گناه خوانده مي‏شود. در بيشتر قرباني‏هايي كه (در دوران معبد مقدس) تقديم مي‏شد صاحب قرباني دست‏هاي خود را روي سر حيوان مي‏گذاشت و مطالبي اداء مي‏كرد و سپس مبادرت به قرباني مي‏نمود و حال كه اجراي مراسم قرباني امكان‏پذير نيست اين مطالب جزء دعا و نمازهاي روزانه گرديده است.

دانشمندان يهود عقيده دارند كه اجداد مقدس ما حضرت ابراهيم و اسحق و يعقوب بنيان‏گذاران زمان نمازهاي روزانه بوده‏اند. حضرت ابراهيم نماز صبحگاه را بنيان گذاشت. «پيدايش فصل 22 آيه 3: ابراهيم بامدادان سحرخيزي كرد .....» و حضرت اسحق نماز نيم‏ روز را «پيدايش فصل 24 آيه 63: قبل از غروب اسحق براي راز و نياز كردن (با خدا) به صحرا رفت..... ». حضرت يعقوب نماز شامگاه را. پيدايش فصل 28 آيه 11: در آن محل (محل كوه موريا كه حضرت اسحق براي قرباني به آنجا برده شد) نماز خواند و نظر به اين كه آفتاب غروب كرد آنجا منزل نمود...».

بني‏اسرائيل در مصر نيز نماز مي‏گذاشتند و دعا مي‏خواندند چنان كه در سفر خروج فصل 2 آيه 23 اين طور آمده: يعني «پس از مدت مديد (كه فرزندان ييسرائل از گل‏كاري و خشت‏زني رنج مي‏بردند) واقع شد كه پادشاه مصر درگذشت. فرزندان ييسرائل از آن بندگي ناليدند و از عذاب فرياد ‏زدند. فرياد شكايت آنها از بندگي به درگاه خداوند رسيد».

در كتاب دانيال فصل 3 آيه 11 مندرج است: حضرت دانيال روزانه سه مرتبه پنجره خانه خود را رو به بيت‏المقدس (اورشليم) باز مي‏كرد و به زانو مي‏افتاد و با سجده به درگاه خداوند نماز مي‏گذاشت. اين نماز با تسبيح و مدح شروع مي‏شد و با شكرگذاري خاتمه مي‏يافت.

از نماز و دعاهاي حضرت موسي در تورات زياد بازگو شده است از جمله در كتاب تثنيه فصل 3 آيه 24 و 25 آمده است: «يعني خداوندا تو شروع كردي كه بزرگواري و قدرت زيادت را به بنده‏ات نشان دهي چون كه كدام نيروئي در آسمان و زمين وجود دارد كه كارها و دلاوري‏هاي تو را انجام دهد. تمني اين كه (اجازه دهي از رود اردن) عبور نمايم و آن سرزمين خوبي را كه در آن طرف رود اردن است يعني آن كوه زيبا و لِوانُون را ببينم».

سير تكامل نماز از حضرت ابراهيم تا ظهور حضرت موسي به طور بسيار خلاصه شروع مي‏شود و در زمان حضرت موسي با نزول تورات نمازهاي خاصي به آنها اضافه مي‏گردد و پس از دوران انبياء به طور كلي بنا به مقتضي وضع اجتماعي و سياسي و اتفاقات تاريخي ادعيه بوجود آمده و تصنيف مي‏گردد و به مجموعه دعاهاي قبلي اضافه مي‏گردد و در دوران بازگشت پراكندگي اول توسط «عِزرا» و يارانش در حدود دو هزار و چهارصد سال قبل شكل كامل به خود مي‏گيرد و به صورت مدون در مي‏آيد و سپس در تمام دوران استقرار معبد مقدس دوم به شكل ثابت مي‏ماند و در زمان تدوين تلمود يروشلمي حدود 1800 سال قبل ختم مي‏گردد.

به طور خلاصه انبياء بعد از حضرت موسي مانند يهوشوع پيغمبر، حنا زن القانا، شموئل نبي، حضرت داود، حضرت سليمان، حزقياهو پادشاه و يا حضرت يونس، ارميا نبي، حبقوق نبي، دانيال نبي، مردخاي و استر و عزرا و (دانشمندان تلمود) هركدام در عصر خود بر نماز و ادعيه‏هاي موجود دعاهايي افزودند. نمونه‏هايي از اين دعاها بدين مضمون مي‏باشند:

در پايان لحش (دعاي نوزده بركتي) اين درخواست را مي‏خوانيم:

«اي خداي من زبان مرا از بدگويي، و لبانم را از تكلم به نيرنگ باز دار، در برابر اشخاصي كه مرا نفرين مي‏كنند، زبانم ساكت و خاموش بماند، و روانم در برابر همگان همچون خاك باشد. قلبم را براي پذيرفتن تورات بگشا، جانم فرمان‏هاي تو را پيروي و تبعيت و اگر كساني عليه من بد بينديشند و به زيان من قصد كنند، تو به فوريت مشورت آنها را برهم زن و فكرشان را باطل كن. سخنان دهان من مورد رضاي تو قرار گيرند و تفكر دلم به حضور تو مقبول افتد، اي خدايي كه آفريدگار و نجات‏دهنده من هستي». (براخوت 17 الف)

يكي از دانشمندان يهود، در پايان دعا فوق، اين دعا را افزوده است:

«اي خداوند من، خداي اجداد من ميل و رضاي تو بر اين تعلق گيرد، كه در دل هيچ انساني كينه و دشمني عليه ما وراد نشود. و كينه و عداوتي عليه هيچ انساني بر دل ما نگذرد. حسادتي نسبت به ما در دل هيچ‏كس رسوخ نكند، و نسبت به هيچ‏كس نيز حسد به دل ما راه نيابد. در سراسر روزهاي عمر تحصيل تورات و اجراي فرايض تو مشغله ما باشد، و سخنان ما به حضور تو التماس و تضرع محسوب مي‏گردد، قلب‏هاي ما را متحد كن تا از نام تو بترسيم. از آن چه كه منفور درگاه تو است ما را دور بدار، و به آن چه مورد رضاي تو است ما را نزديك ساز، و به خاطر نام مبارك خودت با ما احسان كن. (تلمود يروشلمي براخوت 7 دال)

 

چند گفتار از دانشمندان درباره نماز و اهميت آن:

1- دعا و نماز از قرباني‏ بزرگ‏تر و مهم‏تر است.

2- دعا و نماز از اعمال نيك با اهميت‏تر است.

3- كسي كه دعا و نماز مي‏خواند، بايد قلب خود را متوجه (خداي) آسمان سازد.

4- كسي كه دعا و نماز مي‏خواند بايد چشمانش را پايين انداخته و قلبش را متوجه بالا سازد.

5- كسي كه فكرش آسوده نيست (تمركز حواس ندارد) نماز نخواند. (تلمود؛ عرووين 65 الف)

6- هر كس كه براي همنوع خود دعا مي‏كند و جهت او طلب رحمت مي‏نمايد، در حالي كه خود نيز به آن مورد نياز دارد نخست به خود او جواب داده مي‏شود و خود او اول نجات مي‏يابد.

7- هر كس فرامين الهي را با ايمان كامل بر خود قبول نمايد و آن را انجام دهد شايسته آن خواهد بود كه الهام الهي بر او قرار گيرد. (مخيلتا صفحه 33 ب )

8- بهترين راه تزكيه روح، نماز است، چون وسيله مطمئني جهت تزكيه است.

9- نماز مايه آرامش است.

10- نماز مايه نزديك شدن انسان به سعادت است.

11- نماز انسان را از فحشا و منكرات باز مي‏دارد.

12- نماز سپاسگزاري از معبود است چون تشكر از نعمت ‏دهنده واجب است، چنانچه اگر كسي كاري را براي ما انجام داد و از او تشكر نكنيم در حق او جفا كرده‏ايم.

13- از ويژگي‏هاي نماز جلوگيري از غفلت است.

14- نماز انسان را به پاكي‏ها و پاكسازي هم ظاهر و هم باطن هدايت مي‏كند.

15- نماز ضد اضطراب و پريشاني است.

16- نماز سدي است در مقابل گناهكاري‏ها و ايجاد روح تقوا و پرهيزگاري.

17- نماز وسيله پاك شدن و ثابت كننده خلوص و پيراستگي از تكبر و غرور است.

18- نماز وسيله زدودن پرده ‏هاي غفلت و سستي، پرورش فضائل اخلاقي گسترش‏دهنده زمينه عدالت و رعايت حقوق اجتماعي، ايجاد روح، نظم و پاكيزگي در ظاهر و باطن انسان است.

19- نماز درست است كه به وسيله فرد انجام مي‏پذيرد، اما با نماز، ساخته شدن عضوي از جامعه شكل مي‏‎گيرد و اين رابطه بين نماز و اجتماع است.

20- وقتي انسان متذكر خدا بود خدا را مراقب خويش ديد قهراً از انجام گناه و منكرات شرم و حيا مي‎‏كند.

21- شادابي روح انسان: نماز در ساخت روح انسان، همان نقشي را ايفا مي‏كند كه نرمش و ورزش در ساخت جسم انسان ايفا مي‏نمايد.

22- نماز روح انسان‏ها را به مبداء هستي‏بخش مرتبط و متصل مي‏كند و با اين ارتباط، روح و جان آدمي را زنده، بانشاط و آرام مي‏سازد و او را براي انجام ساير تكاليف و وظائف فردي و اجتماعي آماده مي‏كند.

23- خواندن نماز علاوه بر آن كه انجام يك دستور و يك واجب الهي است، خود مانع از انجام زشتي‏ها، خلاف‏ها و گناهان ديگر است.

24- يكي از فلسفه‎‏ هاي عبادت، اظهار خضوع و تسليم در مقابل امر پروردگار و ايجاد روح عبوديت و بندگي در انسان است.

25- و بالاخره نماز داراي آثار و فلسفه‏هاي متعددي است از جمله اين خواص: نماز، تقدير و سپاس‏گزاري از خدا است، موجب آرامش انسان است، موجب ياد خداست، زمينه پرهيز از گناه را در انسان فراهم مي‏كند، تأكيدي بر نظافت و سلامتي است، داراي آثار وحدت‏بخش اجتماعي است و موجب انضباط و وقت‏شناسي است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 0:52  توسط محسن محمودی  | 
بسیاری ازمردم برای آسایش فردای خودبه دنبال پس انداز،بیمه و... هستند.حال سؤال این است:برای آسایش فردای

بازتاب عمل

شخصی دامادی داشت بسازوبفروش؛ پدرزنش ازاوخواست خانه ای برای اوبسازد، اوهم خانه راساخت. امادرهرقسمت ازمصالح آن کم گذاشت.وقتی که ساختن خانه تمام شدوکلید خانه رابه پدرزنش داد، به او گفت: "این خانه رابرای شماساختم" داماد درحسرت ماند که چرا ازخودش دزدیده است؟!!!

آینه وجود انسان

هرکس آینه وجودش را در بیرون وجودش می بیند،بدین جهت می گویند: " کافرهمه رابه کیش خودپندارد " وقضاوتهابراساس نگرش درونی است.              (برگرفته از: نکته های ناب محموداکبری)

قیامت چه باید پس انداز کنیم؟!


+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 16:7  توسط علی مهدیانی  | 
به شما پیشنهاد میکنم که این مطلب قشنگ از دست ندید پس سریع برید به ادامه مطلب:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 16:0  توسط علی مهدیانی  | 
سؤ ال :

همه ما شيطان را دشمن رسمى خود مى پنداريم ليكن خيلى به حيله هاى او دقت نمى كنيم و نفس اماره را نيز بعنوان يكى از ابزارهاى قوى شيطان مى دانيم استدعا دارد حضرتعالى در اين خصوص و اغواءگريهاى شيطان راهنمائى هائى بفرمائيد.؟

مكائد نفس و شيطان در دل از روى ميزان و اساس است . هيچ گاه ممكن نيست نفس به شما كه داراى ملكه تقوى و خوف از خدا هستيد، تكليف قتل نفس يا زنا كند. يا (به ) كسى كه داراى خصلت شرافت و طهارت نفس است ، پيشنهاد دزدى و راهزنى نمايد.
از اوّل امر ممكن نيست به شما بگويد در اين ايمان و أ عمال ، به خداى خود منّت گذار، يا خود را از زمره محبوبين و محبّين و مقربين درگاه قلمداد كن . ابتداى امر از درجه نازله گرفته ، رخنه در دل شما باز مى كند، و شما را وادار مى كند به شدّت مواظبت در مستحبّات و اءذكار و اءوراد، و در ضمن ، عمل يكى از اهل معصيت را در نظر شما به مناسبت حال شما جلوه مى دهد، و به شما إ لقاى مى كند كه شما از اين شخص به حكم شرع و عقل بهتريد، و اءعمال شما موجب نجات شما است و بحمداللّه شما پاك و پاكيزه هستيد و از معاصى عارى و برى هستيد.
از اين ، دو نتيجه مى گيرد: يكى بدبينى به بندگان خدا و ديگرى خودپسندى ، كه هر دو از مهلكات و سرچشمه مفاسد است . به نفس و شيطان بگوييد ممكن است اين شخصى كه مبتلا است به معصيت ، داراى ملكه يى باشد يا اعمال ديگرى باشد كه خداى تعالى او را به رحمت خود مستغرق كند و نور آن خُلق و آن ملكه او را هدايت كند و منجر شود كار او به حُسْن عاقبت . شايد اين شخص را خدا مبتلا به معصيت كرده ، (تا) به عجب كه از معصيت بدتر است ، (مبتلا) نشود...(1)
بالجمله ، آنچه تو را از حق باز دارد و از جمال جميل محبوب جلّ جلاله محجوب كند شيطان تو است ، چه در صورت انسان باشد يا جن . و آنچه كه به آن وسيله تو را از اين مقصد و مقصود باز دارند دامهاى شيطانى است ، چه از سنخ مقامات و مدارج باشد يا علوم و كمالات يا حِرَف و صنايع يا عيش و راحت يا رنج و ذلّت يا غير اينها. و اينها عبارت از دنياى مذمومه است ؛ و به عبارت ديگر، تعلّق قلب به غير حق دنياى او است و آن مذموم است و دام شيطان است و استعاذه از آن بايد كرد.(2)
شيطان باطنى انسان بسيار استاد است و او - اين - همچو نيست كه ابتدا انسان را به فساد بكشد، ابتدا قدم كوچكى را وا مى دارد كه انسان بردارد، اين قدم كه برداشت فردايش يك قدم يك قدرى بلندترى ، انسان را يواش يواش به جهنم مى فرستد، يواش يواش به فساد مى كشد ... شيطانى كه در باطن انسان است با كمال استادى انسان را به تباهى مى كشد. اگر از اول بگويد كه تو بيا برو يك آدمى را بكش ، هرگز نخواهد رفت . اين از اول انسان را وادار مى كند كه اين آدم چطور است ، يك غيضى به او بكن . بعد يك قدرى زيادتر تا كم كم مهيا مى كند انسان را از براى اينكه آدم هم مى كشد. همه اينهائى كه فاسد هستند به تدريج فاسد شدند. هيچ كس يك دفعه فاسد نشده است و هيچ يك از ماها هم بايد تصور نكنيم كه ماءمون از اين هستيم كه فاسد بشويم . همه در معرض فساد هستيم ، همه ما دست به گريبان شيطان است و خصوصاً شيطان نفس ، همه گريبانمان به دست اوست ، هيچ كس هم از ابتدا فاسدِ فاسد نبوده است و هيچ كس هم مامون نيست از اينكه - از - به فساد و به دام شيطان نيفتد.
انسان از خودش هميشه غافل است ، نمى تواند ادراك كند كه چكاره است . ممكن است چهل پنجاه سال يكى فكر كند كه براى خدا كار مى كند و آن كه به او القاء مى كند شيطان باشد...(3) اينها تلبيسات ابليس است كه بر ما غلبه كرده است و اين تلبيسات ابليسى را اگر چنانچه مسامحه كنيد شما را به جهنم مى فرستد، در همين دنيا
هم به تباهى مى كشد. در همين دنيا ايستاده است اين تلبيس نفسانى و اين شيطان نفس ايستاده است ، تا آنجائى كه همه چيز دنيا را به باد فنا بدهد هيتلر حاضر بود تمام بشر از بين برود و خودش در آن قدرت بين همان آلمان باقى باشد(4) ... انگيزه بعثت اين است كه ما را از اين طغيان ها نجات دهد و ما تزكيه كنيم خودمان را، نفوس خودمان را مصفا كنيم و نفوس ‍ خودمان را از اين ظلمات نجات بدهيم .(5)

منابع

1- چهل حديث ، ص 56.
2- آداب الصلوة ، ص 231.
3- صحيفه نور، ج 14، ص 238.
4- صحيفه نور، ج 14، ص 245 و 253.
5- صحيفه نور، ج 14، ص 245 و 253

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 15:53  توسط علی مهدیانی  | 
سؤ ال :

همه ما شيطان را دشمن رسمى خود مى پنداريم ليكن خيلى به حيله هاى او دقت نمى كنيم و نفس اماره را نيز بعنوان يكى از ابزارهاى قوى شيطان مى دانيم استدعا دارد حضرتعالى در اين خصوص و اغواءگريهاى شيطان راهنمائى هائى بفرمائيد.؟

مكائد نفس و شيطان در دل از روى ميزان و اساس است . هيچ گاه ممكن نيست نفس به شما كه داراى ملكه تقوى و خوف از خدا هستيد، تكليف قتل نفس يا زنا كند. يا (به ) كسى كه داراى خصلت شرافت و طهارت نفس است ، پيشنهاد دزدى و راهزنى نمايد.
از اوّل امر ممكن نيست به شما بگويد در اين ايمان و أ عمال ، به خداى خود منّت گذار، يا خود را از زمره محبوبين و محبّين و مقربين درگاه قلمداد كن . ابتداى امر از درجه نازله گرفته ، رخنه در دل شما باز مى كند، و شما را وادار مى كند به شدّت مواظبت در مستحبّات و اءذكار و اءوراد، و در ضمن ، عمل يكى از اهل معصيت را در نظر شما به مناسبت حال شما جلوه مى دهد، و به شما إ لقاى مى كند كه شما از اين شخص به حكم شرع و عقل بهتريد، و اءعمال شما موجب نجات شما است و بحمداللّه شما پاك و پاكيزه هستيد و از معاصى عارى و برى هستيد.
از اين ، دو نتيجه مى گيرد: يكى بدبينى به بندگان خدا و ديگرى خودپسندى ، كه هر دو از مهلكات و سرچشمه مفاسد است . به نفس و شيطان بگوييد ممكن است اين شخصى كه مبتلا است به معصيت ، داراى ملكه يى باشد يا اعمال ديگرى باشد كه خداى تعالى او را به رحمت خود مستغرق كند و نور آن خُلق و آن ملكه او را هدايت كند و منجر شود كار او به حُسْن عاقبت . شايد اين شخص را خدا مبتلا به معصيت كرده ، (تا) به عجب كه از معصيت بدتر است ، (مبتلا) نشود...(1)
بالجمله ، آنچه تو را از حق باز دارد و از جمال جميل محبوب جلّ جلاله محجوب كند شيطان تو است ، چه در صورت انسان باشد يا جن . و آنچه كه به آن وسيله تو را از اين مقصد و مقصود باز دارند دامهاى شيطانى است ، چه از سنخ مقامات و مدارج باشد يا علوم و كمالات يا حِرَف و صنايع يا عيش و راحت يا رنج و ذلّت يا غير اينها. و اينها عبارت از دنياى مذمومه است ؛ و به عبارت ديگر، تعلّق قلب به غير حق دنياى او است و آن مذموم است و دام شيطان است و استعاذه از آن بايد كرد.(2)
شيطان باطنى انسان بسيار استاد است و او - اين - همچو نيست كه ابتدا انسان را به فساد بكشد، ابتدا قدم كوچكى را وا مى دارد كه انسان بردارد، اين قدم كه برداشت فردايش يك قدم يك قدرى بلندترى ، انسان را يواش يواش به جهنم مى فرستد، يواش يواش به فساد مى كشد ... شيطانى كه در باطن انسان است با كمال استادى انسان را به تباهى مى كشد. اگر از اول بگويد كه تو بيا برو يك آدمى را بكش ، هرگز نخواهد رفت . اين از اول انسان را وادار مى كند كه اين آدم چطور است ، يك غيضى به او بكن . بعد يك قدرى زيادتر تا كم كم مهيا مى كند انسان را از براى اينكه آدم هم مى كشد. همه اينهائى كه فاسد هستند به تدريج فاسد شدند. هيچ كس يك دفعه فاسد نشده است و هيچ يك از ماها هم بايد تصور نكنيم كه ماءمون از اين هستيم كه فاسد بشويم . همه در معرض فساد هستيم ، همه ما دست به گريبان شيطان است و خصوصاً شيطان نفس ، همه گريبانمان به دست اوست ، هيچ كس هم از ابتدا فاسدِ فاسد نبوده است و هيچ كس هم مامون نيست از اينكه - از - به فساد و به دام شيطان نيفتد.
انسان از خودش هميشه غافل است ، نمى تواند ادراك كند كه چكاره است . ممكن است چهل پنجاه سال يكى فكر كند كه براى خدا كار مى كند و آن كه به او القاء مى كند شيطان باشد...(3) اينها تلبيسات ابليس است كه بر ما غلبه كرده است و اين تلبيسات ابليسى را اگر چنانچه مسامحه كنيد شما را به جهنم مى فرستد، در همين دنيا
هم به تباهى مى كشد. در همين دنيا ايستاده است اين تلبيس نفسانى و اين شيطان نفس ايستاده است ، تا آنجائى كه همه چيز دنيا را به باد فنا بدهد هيتلر حاضر بود تمام بشر از بين برود و خودش در آن قدرت بين همان آلمان باقى باشد(4) ... انگيزه بعثت اين است كه ما را از اين طغيان ها نجات دهد و ما تزكيه كنيم خودمان را، نفوس خودمان را مصفا كنيم و نفوس ‍ خودمان را از اين ظلمات نجات بدهيم .(5)

منابع

1- چهل حديث ، ص 56.
2- آداب الصلوة ، ص 231.
3- صحيفه نور، ج 14، ص 238.
4- صحيفه نور، ج 14، ص 245 و 253.
5- صحيفه نور، ج 14، ص 245 و 253

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 15:53  توسط علی مهدیانی  |